تبليغاتX
سحوری
سحوری
غزل امروز
سلام دسته ی گنجشک های تکراری

سلام دسته ی گنجشک های تکراری

خوش آمدید به این قصه ی سپیداری

به قصه ای که نباید شنید ، باید دید

حدیث بوالهوسی های مردِ درباری

شما در اوجِ پریدن ترانه می خوانید

ندیده اید زمین را هنوز انگاری

که دختری وسطِ این پیاده رو یخ زد

کنارِ دسته ی کبریت های نم داری

 

چرا صدایی از این شهر بر نمی آید

چرا نمی شکند این سکوتِ اجباری ؟

 

سلام دسته ی گنجشک ... ها ؟! کسی خندید؟

کسی که بالِ شما را شکست  پنداری!

 

اسفند 79 – مشهد و کرمان

|+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:26  توسط سحوری  | 

 
offshore