این دو غزل از نخستین کارهای من است.
مربوط به سال ۷۹ و دوران دانشجویی
استفاده از واژه های سخت تاکید من بود در آن روزها که شاید از لطافت شعر دوم کاسته باشد.
نقد و نظر شما دوستان یارای این قلم خواهد بود.
۱
سلام دسته ی گنجشک های تکراری
خوش آمدید به این قصه ی سپیداری
به قصه ای که نباید شنید ، باید دید
حدیث بوالهوسی های مردِ درباری
شما در اوجِ پریدن ترانه می خوانید
ندیده اید زمین را هنوز انگاری
که دختری وسطِ این پیاده رو یخ زد
کنارِ دسته ی کبریت های نم داری
چرا صدایی از این شهر بر نمی آید
چرا نمی شکند این سکوتِ اجباری ؟
سلام دسته ی گنجشک ... ها ؟! کسی خندید؟
کسی که بالِ شما را شکست پنداری!
اسفند 79 ـ مشهد و کرمان
************************
۲
در آستانه ی «دار» اَم ، اراده ای ديگر
و آخرين غزل اَم ، شعر ساده ای ديگر
حديث چوبه و مرگ و ترانه و طغيان
حديث دخترِ گيسو گشاده ای ديگر
و خاطراتِ ترک خورده می شود تکرار
زمينِ یخ زده ، مردِ پياده ای ديگر
صدای خسته و سردی که با خودش می گفت:
- خوشا قصاوتِ ضحاک زاده ای ديگر !
و باز سيلی یِ توفان و جنگلِ ترديد
و باز هيبتِ از دست داده ای ديگر
خدای ساکت جنگل ، نگو خدا حافظ
تو در برابرِ باد ايستاده ای ديگر !
در آستانه ی دار اَم و باز می خواهم
بنوشم از دهنِ مرگ ، باده ای ديگر ...
زمستان 79 – کرمان
این غزل نیز مربوط به دوران تجربه است.
با مصراع هایی طولانی و حاوی یک روایت .......
و به هر حال این نیز یک غزل است:
...و مردمکانِ حقير اَش
به خونِ جاری هفت دلاور
بر سنگ فرشِ ميدانِ آبادی
قهقهه می زد...
دليجان می رود آهسته و غم ناک و موزون روی سطحِ جاده ی خاکی
و می لرزد در آن با هر تکان دل های پاک هفت مردِ ساده ی خاکی
صدای غژّ و غژّ چرخ های چوبی و خشک اَش نمی آيد به گوش ، امّا
به گوش اَت می رسد از زيرِ هر چرخ اَش صدای ناله ی سرداده ی خاکی
و اسبِ خسته ی پيری که با خود می کشد حجمِ دليجان را و می بينی
که گردن کرده خم در زيرِ بار ظلم و استبداد اين قلاده ی خاکی
و وقتی سايه ی دِه می شود از دور پيدا خوب می بينی که آشفته
فشرده حلقه ی زنجير ها را دست های از نفس افتاده ی خاکی
و ميدان از حضور چوبه های دار غمگين است و می داند که می آيد
دليجانی که در آن می تپد انديشه های ژرفِ هفت آزاده ی خاکی
«و بعد از ظهر روز تيرباران» شاعری تنها نشسته گيج و سرگردان
و در ميدان ميانِ پوکه ها مانده جسد های به خون آلوده ی خاکی ...
تير ماه 79 - کرمان